نشست اندیشه ورزی اعضای اندیشکده صفا برگزار شد

نشست اندیشه ورزی اعضای اندیشکده صفا برگزار شد



نشست اندیشه ورزی اعضای اندیشکده صفا با موضوع بررسی سیاست های سند هفتم توسعه با نگاه به ابعاد اقتصادی این سند مهم به صورت مجازی در بستر وب برگزار شد.

در این جلسه که به صورت مجازی برگزار شد ابتدا جناب آقای مهندس فنایی ضمن تشکر از مدیرعامل برای برگزاری این نشت گفت اسناد بالادستی در کشور ما چندان مورد توجه مسئولان نیست برای نمونه سند ابلاغی اقتصاد مقاومتی است که در طی چندسال گذشته فقط جلسات متعدد با این موضوع برگزار شده اما هیچ یک از مسئولان به درستی از بندهای آن مطلع نیستند. اندیشکده در دیدار با چندتن از مسئولان استان بندهای اقتصاد مقاومتی را تبیین و بررسی کرد تا به صورت واضح، مفهموم آن روشن شود.

برنامه های توسعه در کشور نیز نیاز به تحلیل و بررسی برای مسئولان دارد و باید روشن شود که تدوین و ابلاغ آن برای چه بوده و چرا اجرایی نشده است.

مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز باید ابتدا برای تفهیم این اسناد به ویژه سند هفتم که در حال بررسی و تدوین است به مسئولان آموزش دهد و در این مورد با مراکز آموزشی و دانشگاه ها قرارداد ببندد.

متاسفانه در کشور ما آموزش مورد توجه نیست و این بی توجهی به آموزش عدم تخصص و توانمندی را به همراه دارد و افراد به اشتباه در مسئولیت ها قرار می گیرند و تخصصی ندارند.

نمونه این عدم تخصص در بی توجهی به برنامه ها و اسناد بالادستی است که در حوزه اقتصاد تعطیلی واحدهای صنعتی کشور را شاهد هستیم و علی رغم همه تلاش هایی که از سوی بخش خصوصی برای احیای این واحدها می شود متاسفانه در بدنه دولت و به اصطلاح کارشناسان توجهی به این موضوع ندارند و با استناد به قوانین که بارها گفته شده ناکارآمد هستند مانع احیای واحدها می شوند.

در مورد برنامه هفتم توسعه که از سوی مسئولان در دست اقدام است معتقدم تا زمانی که راهکارها مشخص نیست، نوشتن برنامه های بالادستی هم تنها به معنای سرگرمی است و نتیجه درستی ندارد لذا لازم است تغییر عمده ای در نگاه ها و ساختارها صورت گیرد تا در مرحله اجرا مسیر درست خود را برود.

اینکه بدون تعهد کار و برنامه ای دنبال شود نتیجه معکوس دارد و موجب می شود انجام تعهدات نتیجه معکوس داشته باشد.

ساختارها نیاز به تغییر دارد تا رویه کار به درستی پیش برود لذا توصیه دارم برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نشود اعلام شود در برنامه هفتم توسعه مسئولان دستگاه ها باید آموزش ببینند همچنین نحوه آموزش و گزینش برای تصدی پست ها بر مبنی برنامه ریزی باشد.

همچنین ضرورت دارد تا برنامه های آموزشی با الزام به تعهد انجام کار باشد و ساز و کارها نیز روشن باشند نه اینکه دستگاه برگزیده انتخاب کنیم اما از برنامه ها دور باشیم و مشخص نباشد چطو فلان دستگاهی در کشور یا استان نمونه شده است در حالیکه پیشرفتی نداریم.

یکی دیگر از اشکالاتی که در کشور داریم این است که مسئولان در رده های مختلف نمی توانند در چارچوب برنامه حرکت کنند و تنها بخشنامه های خلق الساعه می دهند که نفعی برای کشور ندارد.

مهندس حجازی نیز با ارائه توضیحاتی در خصوص بخش های برنامه ششم توسعه و نقش سازمان برنامه و بودجه در ارائه گزارش به وزرای مربوطه در این زمینه گفت برنامه ششم توسعه کشور به دلیل اختلاف دولت و مجلس به موقع ابلاغ نشد و نهایتا مجلس با توجه به بی توجهی دولت به این موضوع برنامه ششم را ابلاغ کرد اما بازهم بی نتیجه بود و شد آنچه که امروز در این زمینه مشاهده می کنیم.

وی همچنین گفت در خصوص برنامه ششم آموزش های متعدد در سطوح مختلف برای مدیران و کارشناسان برگزار شد اما علاقه ای به این آموزش ها دیده نشد ضمن اینکه نیروهای اداری برنامه گریز هستند.

وی با اشاره به نقش مجمع در خصوص برنامه هفتم توسعه نیز گفت به نظر می رسد مجمع به دنبال این است تا با کمک نخبگان و اندیشمندان و مشارکت شبکه اندیشگاهی کشور پیش نویسی را به مقام معظم رهبری ارائه کند بنابراین بهتر است از سوی اندیشکده صفا سیاست های اجرایی ارائه شود.

مهندس حجازی با بیان اینکه سیاست های کلی در سطح کشور برای تبدیل برنامه ها به موارد اجرایی تدوین شده است بیان داشت تدوین سیاست های کلی برای برنامه هفتم توسعه ضرورتی ندارد این موارد در سایر برنامه ها و حتی به صورت مجزا هم وجود دارد که نمونه بارز و مهم آن سند اقتصاد مقاومتی است.

وی با اشاره به تدوین و بررسی سند آمایش به عنوان یک سند ملی با اجماع اکثریت در سطح کشور افزود این سند نیز در کمیسیون های تخصصی در حال بررسی و رفع ایراد و اشکلات است و می توان برنامه هفتم را به گونه ای تدوین کرد که آمایش محور باشد و براساس سند امایش که سیاست ها کلی نظام نیز در آن دیده شده است مورد توجه و اجرا قرار گیرد.

خانم دکتر فداکار هم با بیان اینکه شایسته گزینی در انتصابات مغفول مانده گفت در انتصاب مدیران شعار شایسته سالاری می دهیم اما در زمان اجرا قوانینی داریم که شایسته سالاری را محدود می کند به افرادی که در بدنه دولت حضور دارند و از سویی وزارتخانه ها نیز در این مورد مداخله می کنند.

وی با بیان اینکه نیاز است چارچوب های گسترده تری را داشته باشیم تا بهبود وضعیت حاصل شود گفت در انتصابات مشکل عمده این است که نمی توانیم خارج از دولت استخدام کنیم و به صورت ماموریتی هم اگر بخواهیم نیرویی در اختیار بگیریم با مخالفت هایی روبرو هستیم که موجب از دست رفتن بسیاری از ظرفیت ها می شود.

وی با ابراز تاسف از وجود برخی از نیروهای انسانی در بدنه دولت تصریح کرد: سیستم اداری محکوم به نگهداری یکسری نیروی انسانی است که هیچ سازوکاری هم برای آن ها ندارد و نمی تواند کاری بکند.

وی با ارائه توضیحاتی در خصوص نحوه ارزیابی دستگاه ها و مدیران مربوطه نیز عنوان کرد در مجموع برای اجرایی شدن برنامه ها و بهبود عملکرد ها نیاز به تغییر نگرش و تغییر ساختارها داریم و لازم است از مداخله وزارتخانه ها در استان ها نیز کاسته و به سیاست های محلی نیز توجه شود.

وی در خصوص عدم اجرای درست برنامه های توسعه نیز با تاکید بر اینکه تغییر ساختار به عنوان نیاز اساسی کشور مطرح است تصریح کرد: عدم هماهنگی برنامه های توسعه با روسای جمهور موجب شده تا عقب بمانیم لذا لازم است تا همزمانی برنامه های توسعه با دوره های ریاست جمهوری صورت گیرد ضمن اینکه شیوه برنامه ها نیز باید تغییر کند و اینکه از بالا به پایین و با مدل تمرکز گرایی در تهران و بی توجهی به استان ها ابلاغ شود نتیجه چندانی ندارد بلکه نیاز است سیاست های کلان کشور منتشر شود و سپس بخش های مختلف برای تحقق این سیاست ها برنامه بدهند و حاکمیت نیز تنها زیرساخت ها را همسو با این سیاست ها جلو ببرد.

مهندس زارع نیز با اشاره به اینکه روزمرگی در دولت زیاد است و تقریبا اتفاق خاصی رخ نمی دهد بیان داشت وجود برخی مسائل در کشور موجب شده تا در برنامه ها به واقعیت ها توجه نشود و نادیده بگیرند.

وی با بیان اینکه در استان ها نیز روزمرگی در دستگاه های اجرایی دیده می شود عنوان کرد در بسیاری از موارد امکان پیاده سازی برنامه های تدوین شده در کشور وجود ندارد و در مواردی هم که می توان برنامه ای را اجرا کرد با سلایق مختلف روبرو می شود و اجرای برنامه ها به صورت سلیقه ای صورت می گیرد که نوعی آسیب است.

دکتر بلندیان نیز با اشاره به اینکه برنامه ریزی های دولت در مسائل به صورت علمی و کارشناسی دقیق است گفت: نمایندگان مجلس برای کسب رای برخی قول و وعده هایی می دهند که پس از ورود به مجلس برای ان تلاش می کنند بنابر این در زمان بررسی و تصویب طرح های دولت به دنبال امتیازگیری برای حوزه انتخابیه خود هستند بر همین اساس برنامه و طرح دولت که کاملا علمی و دقیق تدوین شده با مداخله نمایندگان به بیراهه می رود که معضلی در کشور به شمار می آید. مجلس اگر مواد قانونی برنامه و جداول کمی را به تصویب برساند کفایت می کند.

وی با توصیه به کاهش سطح دخالت مجلس در چنین مواردی و عدم ورود به ریز طرح ها و برنامه ها عنوان کرد: پروژه های خارج از برنامه نیز که ناشی از مداخلات مجلسی ها است تاثیر زیادی دارد که به دلیل عدم وجود این پروژه ها در برنامه و کلیدخوردن ناگهانی آن مشکلاتی را به ویژه در بخش تامین اعتبارات به وجود می آورد و دولت دچار تنش و سردرگمی می شود.

بلندیان از دیگر مشکلات عدم اجرای اسناد توسعه در کشور را عدم همخوانی شعارها و وعده های روسای جمهور با برنامه توسعه دانست و یکی از ایرادات  را ناشی از این موضوع برشمرد

بلندیان با تاکید بر لزوم نظارت جدی در اجرای برنامه ها در راستای حفظ منافع ملت خاطرنشان کرد: اینکه نظارت از سوی دولت باشد، برنامه ریزی و تدوین را دولت انجام دهد و ارزیابی هم از سوی دولت صورت گیرد قطعا منافع ملت تضییع می شود بنابر این توصیه دارم تا نظارت و ارزیابی از سوی مقام معظم رهبری صورت گیرد تاهم دولت ها بیشتر به اجرای برنامه ملزم شوند و هم منافع ملت حفظ شود.

علاوه بر مطالب فوق عمده ترین مسئولیت برای تدوین برنامه هفتم توسعه، تجزیه و تحلیل برنامه های گذشته است یعنی تا زمانی که علل و عوامل کارآمدی ها و ناکارآمدی ها در برنامه های گذشته را به واقعیت درک نکنیم تحقق برنامه های آینده عملا انتظار بجایی نیست.

 در حال حاضر و با نگاه آینده نگرانه کشور ما با چالش های متعددی روبرو است.

عمده ترین این چالش ها می تواند چالش مدیریت منابع انسانی، چالش بازار، چالش سالمندی در جمعیت و چالش منابع طبیعی باشند.

اما سر حلقه تمام این ناکارآمدی ها و عدم موفقیت ها غفلت از مدیریت صحیح در منابع انسانی است. آنچه تاکنون رخ داده است با راهبردهای غیرعلمی سبب شده تا این حوزه مدیریتی نتواند به وظایف خود درست عمل کند.

انتخاب و چینش مدیران از گرایش های خاص و غلبه برخی مولفه های غیر علمی در انتخاب و انتصاب آن ها در تمام سطوح عملا ناکارآمدی و تضعیف دستگاه های اجرایی کشور را رقم زده است. در چالش پیری بر اساس پژوهش های صورت گرفته، تا کمتر از 30 سال دیگر کشور ما یک کشور پیرخواهد بود. هرچند از فرصت جوان بودن جمعیت هم خیلی نتوانستیم استفاده کنیم و البته دوره جوان بودن کشور، خود جوانی، با مطالبات خاص خود برای مسئولین ما یک مشکل قلمداد می شد. مشکل بیکاری، تحصیل و اشتغال، مسکن و ازدواج و ... از جمله این موارد است.

هرچند اسناد بالادستی و حمایتی برای جلوگیری از این رویه و افزایش زاد و ولد تدوین شده است اما عدم تمکین به آن اسناد عملا باعث شد این برنامه ها توفیق چندانی نداشته باشد و کشور به سمت پیری برود.

دولت ها باید بر مبنای برنامه انتخاب شوند بر مبنای برنامه رای اعتماد بگیرند و بر مبنای برنامه استیضاح شوند و ادبیات حاکمیت در تقابل با یکدیگر، ادبیات واحد برنامه باشد.

دکتر رضایی نژاد نیز با انتقاد از رویه شعاری در کشور بیان داشت: مدیران دولتی با محافظه کاری به دنبال این هستند که جایی به دستگاه های نظارتی پاسخگو نباشند و در دولت ها هر اندازه که به پایان عمر دولت نزدیک می شویم مدیران نیز محافظه کارانه تر عمل می کنند و تقریبا کاری انجام نمی دهند.

وی با بیان اینکه چنین اقداماتی موجب توقف فعالیت ها می شود و پیشرفتی حاصل نخواهد شد گفت: برای نمونه پرداخت تسهیلات در دستور کار دولت است تا طرح هایی به ثمر برسد اما مدیران بانک از ترس اینکه به نهادهای نظارتی برای پرداخت این تسهیلات پاسخگو باشند ترجیح می دهند تسهیلات ندهند و بازخواست نشوند درحالیکه اگر برای اجرای قانون اقدام به پرداخت تسهیلات کنند باید تشویق شوند و در عدم اجرای آن باید بازخواست شوند.

وی با تاکید برلزوم تغییر نگرش و تغییر ساختار بیان داشت نمونه ای که طی این سال ها دیده شده است دولت ها شعار واگذاری امور به مردم می دهند اما اعتقادی به این موضوع ندارند و در عمل دوست ندارد که مردم در پروژه و طرحی فعالیت داشته باشند.


پربازدید ترین خبرها