تحرک شغلی

تحرک شغلی



محيط كسب و كار پيچيده و متغير امروزي شيوه مديريت بر تحرك شغلي را تحت تأثير خود قرار داده است. در چنين شرايطي كـاركنان ميبايست، نه تنها مسئوليت مديريت بر تحرك شغلي خود را شخصًا عهدهدار شوند بلكه در اين راه ميبايست انگيزشهاي دروني را نيز در خود ايجاد كنند. براي حركت شتابنده به سمت شكوفايي اقتصادي، حمايت از تحرك شغلي و فرهنگ كارِ مطلوب و مثبت مورد نياز است. لذا وضعيت فرهنگ كار بايستي از طريق دخالت در عوامل شناخته شده فرهنگ كار متحول گردد و گرايشها، بينشها و دانش لازم نسبت به تحرك شغلي و ارتقاي كار در جامعه و سازمانها ايجاد شود. براي تحول و ارتقاي فرهنگ كار استفاده و توجه به شاخص ارزشهاي دروني و بيروني كار توصيه ميگردد. در واقع به رغم پارهاي از نظرات موجود در جامعه هنوز تحرك و ارتقاي كار به عنوان پديدهاي ارزشمند تلقي شده و جا دارد تا از اين نگرش به عنوان يك فرصت براي تحول استفاده شود. نكته قابل تحمل آنكه مديران سازمانها نقش خطيري در تحرك شغلي و ارتقاي فرهنگ كار بر عهده دارند. اين طرز تفكر درست نيست كه تا فرهنگ كار در كل جامعه اصلاح نگردد تغيير در فرهنگ كاري و تحرك شغلي در يك سازمان معني نداشته باشد. تجربه سازمانهاي موفق در كشور نشانگر آن است كه به رغم تأثير عوامل محيطي، امكان بسياري از تحولات مثبت در درون سازمانها وجود دارد و اين تحولات خود ميتواند بسترساز تحولات وسيعتري در كل جامعه باشد. فرهنگ كار و نظمپذيري در سازمانها، زمينههاي استفاده مفيد و موثر از منابع انساني و مادي را فراهم ميسازد و آثار مطلوبي در بعد بهرهوري و كسب مزيت رقابتي دارد. 

اين امر مستلزم اين است كه مسير تحرك شغلي مـوجب پيشرفت فرد در طي سنوات خدمتش شود. لذا در اين راستا سازمانها بايستي بـرنامهريزيهاي لازم را جهت پيشرفت و تحرك شغلي كاركنان خود انجام دهند و آنها را در اين مسير هدايت نمايند. يك مسير صحيح و عادلانة پيشرفت شغلي ميتواند موجب رضايت شغلي افراد، تعهد آنها نسبت به سازمان و مسائلي از اين قبيل شود

از طرفي بايد توجه داشت در جوامعي كه در آنها نابرابري بيروني كه اغلب بر مدار «همخوني ايـدئولوژيكي»، «هـم نـژادي»، «هم مرامي و هم مسلكي»، «هم خانوادگي»، «هم حزبي و هم سـازماني»، و «منـافع شخصـي و گروهي» حكم فرماست و در واقع دسترسي افراد به منابع بر اساس ويژگيهاي محولي و نه اكتسابي است؛ تحرك اجتماعي و شغل ِي عادلانه، يا وجود نداشته و يا ضعيف است و اين مقوله باعث نابودي انگيزه افراد براي تلاش بيشتر و عقب ماندگي هر چه بيشتر جوامع ميشود. لذاست كه جوامع به خصوص در حال توسعه براي پيشرفت بايد به سمت نابرابريهاي دروني به شرط برابري فرصتها براي همه در واگذاري و تقسيم كار روي بياورند تا مزايا بر اساس شايستگي و توانايي افراد توزيع شود و مسير تحرك و تعالي عادلانه براي همه در دسترس باشد. بنابراين سازمانها ميبايست با ايجاد مسي ِر تحرك و پيشرفت شغلي مناسب براي كاركنان نه تنها به پيشرفت سازمان بلكه به پيشرفت افراد نيز كمك كنند. از طرفي براي ارزشي كردن و ارتقاي توليد و سطح خدمات و در نتيجه سودآوري بيشتر در بخشهاي اقتصادي و ارائه خدمات بهتر به جامعه، راهي نيست جز اينكه در سازمانها و جامعه، فرهنگ كار با نگرش تحرك شغل ِي عادلانه به دور از نابرابريهاي بيروني و اعمال نظرات شخصي و جناحي رواج پيدا كند.

 

جهت دریافت فایل کامل این مطلب اینجا کلیک کنید

 

 


پربازدید ترین خبرها